داشتم هارد را می‌گشتم که ناگهان بکسری کار مربوط به زندگی قبلی ام پیدا کردم که کلی خاطرات برایم زنده شد.

    از آن دوران کلی خاطرات تلخ و شیرین یادم آمد

    اما سعی می‌کنم از تلخ‌ها درس بگیرم و از شیرین‌ها انرژی

    یکی از درسهایی که گرفتم این بود که نمیشه فقط مربوط به باور من است

    این یک نقطه‌ی عطفی بود برای من

    از یک طرف از دنیای انیمیشن

    و از طرف دیگر از دنیای معماری

    چند روزپیش یک فرمول یادگرفتم

    فرمولی که خیلی من را به فکر فرو برد

    هر حس و حالی که به من از اتفاقات دست می‌دهد دو سر دارد

    یکی واکنش ما

    یکی اتفاقات زندگی

    من روی اتفاقات اختیار صددرصدی ندارم اما روی واکنشم اختیار دارم.

    هر حس و حالی را خودم می‌سازم.

    مثلا اگر یک نفر به ناحق یک انتقادی از کن بکند من چه حس و حالی پیدا می‌کنم.

    قسمت اول این ماجرا شاید برای من قابل کنترل نباشد

    اما واکنش من در برابر انتقاد یک امر قابل کنترل است

    پس من می‌توانم تصمیم بگیرم که چه حس و حالی خواهم داشت.

    بعضی از مطالبی که در ذهن ما هستند سایه ای هستند از اصل مطلب.

    سایه چند ویژگی دارد:

    ۱ اندازه‌ی شی را نمی‌توان با آن تشخیص داد

    ۲ رنگ شی را نمی‌توان با آن تشخیص داد

    ۳ جنس شی را نمی‌توان با آن تشخیص داد

    ۴ موقعیت شی را نمی‌توان با آن تشخیص داد

    ۵ ضخامت شی را نمی‌توان با آن تشخیص داد

    یک سایه  فقط یک سایه است و یک سایه هیچ وقت بیانگر اصل مطلب نیست

    مثلا بعضی‌ها می‌گویند چایی بد است و بعضی‌ها می‌گویند چایی خوب است

    در بسیاری از موارد اگر بپرسیم گه روی چه حسابی می‌گویند که شنیده اند

    اگر درباره‌ی یک ماجرا فقط یک چیزی شنیده ایم یعنی فقط سایه‌ای از آن را داریم

    نمی‌گویم همیشه اشتباه است اما بعضی وقت‌ها باید روی زمین محکم ایستاد.

    سخت‌ترین مرحله در کارکردن روی درد عاطفی بخشش است.
    سربازانی که در آغاز این بخش حس قربانی‌ شدن داشتند، آیا توانستند بدون مطالبه حق‌شان از عدالت، مرتکبان این تجاوز را ببخشند؟

    سربازان از این واقعیت تلخ بی‌خبر بودند:
    بخشیدن، نجات خود از قربانی‌شدن است.
    با نگهداری خشم در خود دربند مقصران این قضیه می‌شوید و از پا درمی‌آیید.
    بخشش شما را از این بند و اسارت رها می‌کند و فضای ذهنی را آزاد کرده و توجه آن را به مسائل باارزش‌تری معطوف می‌کند.
    اگر ۴۰ درصد از زمان‌تان را صرف ترمیم زخم قدیمی‌ خود، پرستاری از زخم و ترسیم انتقام جویی‌تان کنید،
    تنها ۶۰ درصد از آن برای صرف فعالیت‌های سودمند باقی می‌ماند،
    در‌حالی‌که میل به انتقام‌جویی شما را در ماندن در گذشته نگه می‌دارد.
    بخشش شما را برای زندگی در حال آزاد می‌کند.

    با توسعه برنامه عملی برای پیش‌ بردن صلح و آشتی، نیازی نیست برای بخشیدن خودتان را به فرهنگ لغات وابسته کنید؛
    برای مثال، شاید آماده قسمتی از بخشش باشید:
    «علی‌رغم آنچه اتفاق افتاد، کدام را هرگز فراموش نخواهم کرد»،
    «من آماده‌ام بگذارم گذشته‌ها بگذرند»،
    تسلیم انتقام‌شدن، صحبت‌کردن با خود و کارکردن با هم برای آینده‌ای بهتر.

    ماهیت منحصربه‌فرد بخشش

    بخشیدن به معنای مبراکردن کسی از گناه نیست.
    یک پدر ممکن است دخترش را به‌علت بیرون ماندن تا پس از تاریکی هوا ببخشد، اما برای تعطیلات آخر هفته، او را در خانه نگه می‌دارد.
    سربازان ممکن است دشمنان‌ خود را به‌ خاطر اعمال‌شان ببخشند،
    اما هنوز می‌توانند آنها را به‌عنوان جوابگو به دادگاه عدالت فرابخوانند.

    بخشیدن فراموش‌ نکردن عاقلانه است.
    بانک ممکن است بدهی‌تان را ببخشد، اما گزارش آن را نگهداری خواهد کرد.
    دو قوم ممکن است بر سر تضادها در جنگی بیرحمانه با هم بجنگند،
    اما پس از صلح، در کتاب تاریخ هر یک از آنها به‌عنوان آنچه اتفاق افتاد، ثبت می‌شود.

    بخشش فرآیندی است که برای رسیدن به آن راه سریعی وجود ندارد
    و مستلزم زمان، تلاش، صبر و شناخت است تا انگیزه‌تان فروکش کند.
    ممکن است دوستی به شما خیانت کند و سال‌ها بر بخشیدن او اصرار کنید،
    ناگهان یک روز غیرمنتظرانه کینه‌تان فروکش می‌کند.

    هیچ‌کس نمی‌تواند شما را مجبور به بخشش کند،
    حتی خودتان.

    نویسنده ای، ۳۰سال تلاش کرد شخصی را ببخشد و زمانی‌که سرانجام احساس کرد آمادگی این کار را دارد،
    به این باور رسید که «اتفاقات زیادی می‌تواند به‌سادگی در همان لحظه‌ای رخ دهد که اصلاً نمی‌توانستید آنها را انجام دهید،
    تا قبل از آن لحظه، آنها غیرممکن بودند؛
    مانند یادگیری شنا، ماه‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنید،
    سپس روزی می‌آید که ساعت و دقیقه بعد از آن غیرممکن، ممکن می‌شود.»

    نبخشیدن وسوسه‌ای است که در خود نگه می‌دارید و اجازه می‌دهید مرتکبان به ذهن‌تان برگردند.
    آنگاه آنها بر شما غالب شده‌اند- هتک‌حرمت کرده‌اند- اما حالا این نیرو حفظ شده است.
    گوبودو مادیکیزلا، نویسنده آفریقای‌جنوبی بیان کرده است:
    «در همان لحظه مقصران اظهار ندامت و پشیمانی می‌کنند، به‌دنبال راهی برای بخشش هستند، قربانی نگهبان آرزوهای نافرجام می‌شود.»

    آیا شما در مورد هر یک از اقدامات خود قبل از اینکه اقدام کنید، فکر می کنید؟
    بسیار کمی از مردم اول فکر می کنند و بعد عمل می کنند.
    بعضی ها می گویند خسته کننده است که قبل از هرکاری فکر کنیم.

    همه ما واقعا نیاز داریم قبل از اینکه عمل کنیم، فکر کنیم.

     

    عملکرد موثر نتیجه آمادگی فوق العاده است.

    مزد آن گرفت جان برادر که کارکرد

    نشانه افراد حرفه ای واقعی در هر رشته ای آن است که برای آماده شدن نسبت به افراد متوسط وقت بیشتری صرف می کنند.
    افراد غیر حرفه ای یا غیر جدی همیشه سعی می کنند لاف بزنند و با حداقل آمادگی کار می کنمد. آنها نمی دانند که این سطح آمادگی فورا برای اطرافیان آشکار می شود.

    یک نقل قول از آبراهام لینکن زندگی و طرز رفتار برایان تریسی را تغییر داد. برایان تریسی وقتی در دوران نوجوانی بود، این نقل قول از آبراهام لینکن را خواند:

    من تحصیل خواهم کرد و خودم را آماده خواهم کرد و روزی شانس به سراغم خواهد آمد.

    آبراهام لینکن فهمیده بود که مانند تمام مردان و زنان بزرگ، آمادگی فوق العاده کلید آینده اش می باشد.

    پس:

    تکلیفتان را به خوبی و به موقع انجام دهید تا به سرمنزل مقصود برسید.

    موفقیت های بزرگ اغلب با توجه زیاد به جزییات کوچک به دست می آیند. در حقیقت یک بی دقتی می تواند همه چیز را خراب کند و روی همه چیز باید حساب کرد.

    جوئل ولدون چند سال پیش در انجمن ملی سخنرانان ملی عبارتی جالب گفت: ” فیل ها گاز نمی گیرند.”

    منظور اصلی کلامش ” پشه های زندگی ” بود که چیزهای کوچکی هستند که شما می خواهید از آنها چشم پوشی کنید، در صورتی که همین ها گاهی اوقات مشکلات زیادی ایجاد می کنند. هرگز فیل کسی را گاز نمی گیرد و نمی گزد ولی پشه ها همیشه افراد را می گزند و نیش می زنند.

    پیامش را می توان به این صورت بیان کرد:

    اگر بخواهید در رشته خود برترین باشید، باید در مورد چیزهای کوچک سخت گیر و باریک بین باشید زیرا شیطان در چیزهای کوچک پنهان است.

     

    به قول پیتر دروکر:

    عمل بدون تفکر علت اصلی هر شکستی است.

    اگر اول عمل انجام دهیم و بعد فکر کنیم یعنی بعد از عمل به جزییات ونتایج احتمالی فکر کنیم به احتمال خیلی زیاد شکست خواهیم خورد.

    عکس این گفته همیشه درست نیست: ” عملی که به دنبال تفکر دقیق و برنامه ریزی کامل باشد دلیل هر موفقیت بزرگی است.”

    این درست نیست که اگر پیشاپیش کاملا برنامه ریزی کنید به طور خودکار همیشه موفق خواهید شد.
    ولی بدانید که اگر شما فکر و برنامه ریزی نکنید، حتما شکست می خورید.
    تمام مواردی که می توانند غلط از آب درآیند، بدترین چیز ممکن در بدترین زمان غلط از آب در خواهد آمد و بیش ترین سرمایه را تلف خواهد کرد.

    همین الان در مورد مهم ترین اهداف و مسئولیت ها فکر کنید. فکرهایتان را روی یک کاغذ بنویسید. جزییات را به طور دقیق بنویسید. یادداشت هایتان را چند بار مرور کنید.

    زندگی نامه افراد موفق را بخوانید و ببینید که قبل از اقدام چگونه فکر می کردند و چه افکاری داشته اند.

    با افرادی که در شغل شما معروف هستند در ارتباط باشید و ببینید چه دیدگاهی دارند. مثلا می توانید در کلاس های آنها شرکت کنید یا از منشی یا اطرافیان آنها اطلاعات بگیرید.

     

    آماده باشیم

     

    چگونه درست فکر کنیم؟

    فکر انسان پیوسته در معرض خطاست، بسیار اتفاق می افتد که پس از نظم دادن به معلومات به نتیجه نمی رسد،
    بنابراین انسان برای دست یافتن به حقیقت به قواعدی نیاز دارد که به کمک آن از اشتباه مصون بماند،
    این قواعد را منطق گویند متأسفانه معمولاً ما به ندرت از دیدگاه های خود آگاهیم و تنها به دیدگاه های دیگران توجه داریم.

    برای هر کاری که می خواهیم انجام دهیم، اول نیاز به اطلاعات کافی داریم و برای این کار لازم است که از جهات مختلف مسئله را بررسی کرده تا بتوانیم همه گزینه های احتمالی را پیدا کنیم.
    بعد از جمع آوری اطلاعات، اقدام بعدی مشورت با افراد آگاه و نظرخواهی از آنها است.
    خیلی خوب است که بدانند دیگران در چنین شرایطی چه تصمیمی گرفته اند.
    در مرحله بعد باید با توجه به همه جوانب، عاقلانه و منطقی به موضوع مورد نظر خوب فکر کنیم و بسته به اهمیت آن، وقت و زمان کافی برای تفکر و ارزیابی و تصمیم گیری اختصاص دهیم.

     

    با رعایت نکات زیر می توانید، بهتر فکر کنید و بهتر تصمیم بگیرید:

     

    ۱-به طور سازنده فکر کنید.

    نورمن وینسنت پیل: «افراد متفکر به این دلیل مشکلات را به طور موثری حل می‌کنند که وقتشان را چه می‌شدهای بیهوده تلف نمی‌کنند.»

    خیلی راحت می‌توانید وقتتان را به فکر کردن و تجسم کردن همه اتفاقات منفی و وحشتناکی که ممکن است وقتی برای مقابله با مشکلات زندگی می‌ایستید، بیفتد صرف کنید.
    اما اگر واقعا این کار را بکنید، این تصاویر منفی به ندرت اتفاق خواهند افتاد.
    آنها فقط دیوهایی غول‌پیکر هستند که ذهنتان آنها را می‌سازد.
    درست همانطور که وقتی بچه بودید ذهنتان دیوهایی را در کمد یا زیر تخت تجسم می‌کرد.

    وقتی واقعا می‌ایستید تا با مشکلات زندگی مبارزه کنید، متوجه می‌شوید که این تجربه آنقدرها که تصور می‌کردید بد نیست. با خودتان فکر می‌کنید، «چی؟ این بود؟»

    پس وقتی به این فکر کردید که چطور با مشکلی برخورد کنید، اسیر فکر کردن بیش از حد نشوید. به راهتان ادامه دهید و کاری که لازم را انجام دهید.

     

    ۲-با خود مثبت حرف بزنید.

    برنده‌ها با عباراتی مثل “من می‌توانم” حرف می‌زنند. افراد موفق محدودیت‌ها را نمی‌بینند. آنها فرصت ها را می‌بینند.

     

    ۳-خود را وقف ایده ها و هدف هایتان کنید.

    افراد موفق به دنبال ایده هایشان می روند و از شکست نمی‌ترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست می‌کنند.

    هدف خود را شناسایی کنید و اصلی ترین ها را انتخاب کنید. در صورتی که بیش از یک هدف اصلی وجود دارد و آنها در تناقض است، مشخص کنید که هدف شماره یک کدام است و هدف شماره دو کدام و…

    با تمام قدرت به سمت اهداف و ایده هایتان بروید و نترسید.

     

    ۴-واقع بین باشید.

    داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را می‌دهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک می‌کند کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر می‌دهد.

    برای اینکه متفکری واقعبین‌تر باشید، باید:

     

    ۱٫ واقعیت را بپذیرید.

    ۲٫ کارتان را انجام دهید و با خود رو راست باشید.

    ۳٫ نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید.

    ۴٫ بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید.

    ۵٫ تفکرتان را با منابعتان هم‌تراز کنید.

     

    خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرزفکرتان را عوض کنید :

    اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پربازده داشته باشید.
    اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی شما تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.

     

    ۵-تمام گزینه های ممکن را در نظر بگیرید.

    تمام انتخاب هایی که دارید را بنویسید. تمام راه حل هایی که به نظرتان می آید را بنویسید.
    حتی راه حل های غیرممکن را هم بنویسید، چون الان غیرممکن هستند و این احتمال وجود دارد که در آینده ممکن شوند.

    تمام عواقب احتمالی آن گزینه ها را هم بسنجید.
    پس از در نظر گرفتن همه گزینه های ممکن شما نیاز دارید که عواقب احتمالی هر تصمیم را بسنجید و فکر کنید.
    خطرات چه هستند؟ آیا شما قادر به مقابله با منفی شما می شود؟ این یک مفهوم ساده اما اغلب نادیده گرفته می شود!

     

    ۶-از مردم بپرسید.

    اگر فکر می کنید که راه حل های مناسب ندارید یا هرچه فکر می کنید به جایی نمی رسید، از مردم بپرسید.
    سعی کنید به نظر دوستان و یا اعضای خانواده گوش کنید.
    می توانید از یک گروه بی طرف، که هیچ چیزی برای به دست آوردن یا از دست دادن در آن موضوع ندارد، بپرسید.
    به این ترتیب شما می توانید مطمئن باشید که نظرات آنها منطقی است.
    همچنین می توانید از کسی که می شناسید که در حال حاضر تصمیم گیری برای موقعیت های مشابه موقعیت شما داشته اند، بپرسید.
    ببنید که وقتی در موقعیت مشابه شما بوده اند چگونه آن مشکل را حل کرده اند.

     

    ۷-وسوسه نشوید.

    اوقات پیش آمده که شما می دانید یک تصمیم بد است و به ضرر شما است، اما شما خیلی تمایل به آن دارید. این آشنا نیست؟
    در مواردی مانند این، ما باید به تلاش آگاهانه برای خود یادآوری کنیم که این اشتباه است و درست نیست.
    تا آنجا که می توانید به چیزهای دیگر فکر کنید تا از وسوسه آن چیز دور شوید.

     

    ۸-آینده ایده آل خود را برنامه ریزی کنید.

    فکر شما درباره شغلتان چیست؟ در مورد روابط با خانواده و اطرافیان چیست؟ در مورد پول چیست؟ در عالم خیال ، خودتان را چندسال به جلو ببرید و فرض کنید که زندگی شما از هر لحاظ کامل باشد، وضعیت زندگی شما در این حالت چگونه است ؟

    نسبت به همه چیز زندگی خود به طور ایده آل فکر کنید. آن وضعیت با وضعیت فعلی چه تفاوتی خواهد داشت ؟

    تصور کنید که مجله مهمی بخواهد درباره شرکت شما داستانی بنویسد یا گزارشی تهیه کند ، دوست دارید درباره شما چه بنویسند ؟

    در عالم خیال ، خودتان را به ۵ سال آینده ببرید و سپس از آن موقعیت مناسب به عقب برگردید و به امروز نگاه کنید. چه تغییراتی در امروز باید بدهید تا آینده ایده آل خود را ایجاد کنید ؟

    دیروز در یکی از تقاطع های خیابان انقلاب ایستاده بودم و منتظر بودم که چراغ مقابل سبز بشه و من از تقاطع رد بشم.

    به تایمر که نگاه کردم دیدم حدود ۸۰ ثانیه باقی مونده. پیش خودم گفتم چه زیاد! یه کمی بعد که به تایمر نگاه کردم دیدم ۱۴ ثانیه باقی مونده! حقیقتش من کاملا جا خوردم! چون انتظار داشتم تایمر عددی حدود ۵۰ تا ۶۰ ثانیه رو نشون بده! من اونجا به اهمیت گذر زمان پی بردم.

    چه کاری رو ما می تونیم در عرض ۸۰ ثانیه انجام بدیم؟

    چه کاری ۸۰ دقیقه ازمون وقت می گیره؟

    بیاین لیست کار هایی رو که میتونیم در عرض ……… ساعت یا دقیقه به اتمام برسونیم، بنویسیم.

    نوشتن لیست ما رو در مدیریت زمان به پیشرفت سوق می ده.

    هر آنچه باید درباره درمان موثر استرس بدانید

    درمان موثر استرس بیش از اینکه یک فاکتور خارجی را تحت پوشش قرار دهد، نیاز به آموزش مهارت های فردی دارد. برای درمان استرس نیازمند متخصص ترین پزشک جهان، یعنی خودتان هستید. پزشکی که اشراف کامل بر اوضاع بیمار خود دارد. آرامش اعصاب در دنیای پرترافیک ذهنی امروز، راهکاری برای رسیدن به بهترین اتفاقات روزمره است.

     سریع استرس e1531647203933 راهکار هایی برای درمان موثر استرس

    داشتن آرامش برای همه افراد لازم است و دست‌یافتن به آن کار دشواری نیست. برای اینکار نیازی به حمام آبگرم و یا رفتن به خلوتگاه ندارید. با استفاده از روش‌های زیر می‌توانید استرس خود را کاهش دهید و آسوده خاطر باشید.

    ذهن خود را متمرکز کنید
    چند دقیقه تمرین‌ ذهنی در هر روز می‌تواند به کاهش استرس شما کمک کند. تحقیقات نشان می‌دهد که مدیتیشن روزانه ممکن است مسیرهای عصبی مغز را تغییر دهد و از اضطراب شما کم کند.

    برای درمان موثر استرس چه باید کرد ؟

    این کار ساده‌ای است. صاف بنشینید و هر دو پای خود را روی زمین بگذارید. چشمان‌تان را ببندید. با صدای آهنگین و آرام جملات مثبتی مانند “من در آرامش هستم.” یا “من خودم را دوست می‌دارم.” را با خود زمزمه کنید. یک دست خود را روی شکم قرار دهید تا زمزمه شما با تنفس‌تان هماهنگ باشد. اجازه دهید تا هرگونه افکار منحرف مانند ابری شناور از ذهن شما بیرون رود.

    در زمان حال قرار گیرید
    ۵ دقیقه به خود فرصت دهید و تنها روی یک رفتار مشخص با دقت تمرکز نمایید. به این موضوع توجه کنید که در زمان راه رفتن جریان هوا چگونه با صورت شما تماس پیدا می‌کند و پاهایتان چگونه برخورد با زمین را حس می‌کنند. از لحظات خود و طعم هر تکه غذایی که میل می‌کنید لذت ببرید.زمانی که بر روی احساسات خود تمرکز می‌کنید، توجه کمتری به گذر زمان خواهید داشت.

    نفس عمیق بکشید
    ۵ دقیقه استراحت کنید و روی تنفس خود تمرکز داشته‌باشید. صاف بنشینید، در حالی که چشمان خود را بسته‌اید، یکی از دست‌ها را روی شکم خود قرار دهید. به آرامی و از طریق بینی تنفس کنید. احساس کنید که هوای تنفس‌شده از طریق شکم جریان پیدا می‌کند و تا رسیدن به بالای سر ادامه می‌یابد. این روند را به شکل معکوس از طریق بازدم دهان خود تکرار کنید.تنفس عمیق با کاهش ضربان قلب و فشار خون از تاثیرات استرس می‌کاهد.

    با بدن خود هماهنگ باشید
    به طور ذهنی بدن خود را بررسی کنید تا دریابید که چگونه استرس در هر روز روی شما تاثیر می‌گذارد. به پشت دراز بکشید یا پاهای خود را روی زمین قرار دهید و بنشینید. با شروع از نوک انگشتان تا رسیدن به پوست سر، به احساسات خود فکر کنید.به آرامی بدون اینکه احساس سفت و سختی داشته‌باشید یا بخواهید چیزی را تغییر دهید، تمرکز کنید. به مدت ۱ تا ۲ دقیقه، با هر تنفس عمیقی که انجام می‌دهید به جریان هوایی که به هر بخش از بدن شما منتقل می‌شود فکر کنید. این فرآیند را با تمرکز روی بدن خود تکرار کنید و روی احساساتی که در هر قسمت از بدن شما اتفاق می‌افتد دقت ویژه‌ای داشته‌باشید.

    به محیط بیرون بروید
    شبکه‌های اجتماعی یکی از بهترین ابزارهایی است که از طریق آن می‌توانید روی اضطراب خود کنترل داشته‌باشید. با دیگران (ترجیحا به صورت رو در رو) گفت‌وگو کنید، یا حداقل با آن‌ها تماس تلفنی داشته‌باشید. از احوالات یکدیگر باخبر شوید. با داشتن ارتباط قوی با مردم می‌توانید به چشم‌انداز روشن و تازه‌ای دست پیدا کنید.

    با صدای بلند بخندید
    سعی کنید با تماشای طنزهای تلویزیونی و ویدیویی، خواندن کتاب‌های مصور، یا گفت‌وگو با کسی که شما را شاد می‌کند، وضعیت روحی خود را بهبود دهید.

    یک کلیپ خنده دار تماشا کنید. تحقیقات نشان داده است دیدن یک چیز جالب و خنده دار، بخشی از مغز را که واکنش روانی آرامبخش بروز می دهد فعال می نماید و سبب آرامش می شود. این اتفاق منجر به کاهش استرس و افزایش شادی می گردد.

    از خمودگی بیرون بیایید
    تا ۱۰ دقیقه کیسه آبگرمی را اطراف گردن و شانه‌های خود قرار دهید. چشم‌ها را ببندید و صورت، گردن، بالای قفسه سینه و ماهیچه‌های پشت را شل کنید. کیسه را بردارید و با استفاده از یک توپ تنیس یا غلطک نرم عضله‌ها را ماساژ دهید.توپ را بین کمر و دیوار قرار دهید. به توپ تکیه دهید و به مدت ۱۵ ثانیه فشار ملایمی را ایجاد کنید. پس از آن توپ را به نقطه دیگری حرکت داده و فشار دهید.

    موسیقی گوش کنید
    تحقیقات نشان می‌دهد که گوش دادن به موسیقی آرام‌بخش می‌تواند موجب کاهش فشار خون، ضربان قلب و اضطراب شود. لیستی از این نوع آهنگ‌ها یا صداهای طبیعت (مانند اقیانوس، جویبار متلاطم، آوای پرندگان) را جمع‌آوری کنید و به ذهن خود اجازه دهید تا روی ملودی‌، آلات موسیقی، یا خواننده این قطعه تمرکز کند. همچنین می‌توانید موسیقی‌های شاد را با خود زمزمه کنید یا با خروج صدا از ریه‌های خود شروع به آواز خواندن کنید!

     در این روش، شما مجددا حادثه ناراحت کننده را تجربه می کنید، بدون اینکه محتوای حسی و عاطفی حادثه، شما را ناراحت کند یا با محرکی که موجب برانگیختن واکنش ترس در شما می شود، روبرو شوید.

    این فرایند تعیین میکند که میان شما و احساس منفی یا واکنش همراه با ترس، فاصله به وجود بیاید و بتوانید خیلی سریع،فوبیاهای خود را مدیریت و رفع کنید.

    ۱⃣ تصاویر منفی ذهنی خود را شناسایی کنید و به یاد بیاورید که قبل از حادثه ای که این تصاویر را برای شما رقم زد، سالم بودید و پس از آن نیز سالم ماندید.

    ۲⃣ حالا تصور کنید که در سالن سینما نشسته اید و این تصاویر را به همراه خود ( یعنی خود شما هم در تصاویر حضور دارید)، از روی پرده سینما تماشا می کنید.

    ۳⃣ در این مرحله تصور کنید که فیلم را به صورت سیاه و سفید و از ابتدا تا انتها نگاه می کنید و درست در زمانی که دچار مشکل یا ترس می شوید، فیلم را متوقف کنید و پرده سینما را کاملا سفید نمایید.

    ۴⃣ حالا به انتهای فیلم بروید و خود را ببینید که سالم هستید.

    ۵⃣ حالا فیلم را از انتها به ابتدا و به سرعت به عقب برگردانید تا به زمانی که به پیش از حادثه و زمانی که سالم بودید، برسید.

    ۶⃣ مراحل ۳، ۴ و ۵ را چند بار تکرار کنید تا احساس بهتری به شما دست بدهد.

    ۷⃣ در این مرحله تصور کنید که در اتاق پروژکتور سینما یا چند ردیف عقب تر در داخل سینما نشسته اید و از آنجا در حال تماشای خودتان هستید که این خود در حال تماشای فیلم مذکور می باشد و احساس راحتی را کاملا تجربه می نمایید.

    👇👇👇

    برای عضویت در کانال تلگرام کلیک کنید.

    📍باورها، ارزش ها و معیارها، اسکلت رفتاری ما را شکل می دهند. باورها موتور محرک و انگیزه بخش ارزش ها در زندگی هستند. هر رفتاری که انجام می دهیم به علت باورهای نهفته در پشت آن رفتار است که ممکن است حتی در دوران کودکی شکل گرفته باشد.

    مثلا اگر کسی ابراز کند که ارزش مهم او ثروت یا سلامتی یا شادمانی و یا هر چیز دیگر می باشد، وقتی از او سوال کنیم که چرا فکر می کنی که این موارد برای تو مهم هستند، پاسخی که می دهد نشان دهنده باور او نسبت به آن ارزش می باشد و با همان باور، انگیزه حرکت به سمت ارزش را پیدا می کند.

    📍در واقع ما هیچ کاری را انجام نمی دهیم و به هیچ خواسته ای نمی رسیم مگر اینکه به آن باور داشته باشیم.

    حتی زمانی که از رختخواب خود بیرون می آییم به دلیل یک باور برای انجام فعالیت یا خواسته ای می باشد وگرنه حتی انگیزه بیدارشدن از خواب یا سرکار رفتن و … را هم نخواهیم داشت.

    📍در صورتی که باورهای ما با محیط و اطرافیان، اهداف و فعالیت ها و حتی ارزش های ما همسو باشند، ما به راحتی و با یک برنامه ریزی مناسب به سمت مقاصد خود حرکت می کنیم و تضادی در این میان به وجود نخواهد آمد.

    زیرا ضمیر ناخودآگاه تمایل دارد آنچه را که باور دارد ببیند، بشنود و احساس کند.

    📍اما کافی است که باورهای ما مغایر با ارزش ها، اهداف و … باشد. در اینصورت همین موتور محرک تبدیل به ترمز بازدارنده در مسیر ما به سمت موفقیت خواهد بود.

    👇👇👇👇

    یکی از مراحل مراحل کار با درد عاطفی غم ازدست‌دادن چیزی است که به شما تعلق داشت.
    هر تعارضی درگیر برخی ازدست‌دادن‌هاست: یک زوج در حال طلاق تصور بی‌ثمرماندن‌ زندگی‌شان با هم ناراحت‌کننده است.
    یک خواهر و برادر غم سال‌ها جدا ازهم‌گذراندن را دارند.
    ارتش در حال جنگ، غم تلفات خود را دارد.
    ماهیت غم و ماتم تحلیل عاطفی ازدست‌دادن است.
    اگر برای ازدست‌دادن غمگین نشوید، در احساسات دردناک محصور می‌مانید.
    برای آینده بهتر باید سهم‌تان را از این زیان گرفته و با آن کنار بیایید.

    شناخت از دست‌ دادن

    توجه کنید چه چیزی را از دست داده‌اید
    و چه چیزی هرگز نمی‌تواند دوباره به‌دست بیاید.
    ممکن است تعارض‌تان ارزش اعتماد به یک دوست یا تشریح ازدواج‌تان را داشته باشد.
    چنین ازدست‌دادنی می‌تواند احساس به‌هم خوردن اوضاع، گاهی ویرانی و انهدام، مرگ عزیزی یا متارکه ‌باشد:
    «آیا او واقعاً رفته است؟»، «چطور می‌تواند این‌گونه باشد؟»

    غمگین‌شدن پذیرفتن چیزی است که در گذشته وجود داشت،
    در‌حالی‌که ممکن است شما از نظر عقلانی بفهمید که دوست‌تان به شما خیانت کرده یا شما را تنها گذاشته، کنارآمدن با این واقعیت بسیار سخت است.
    اگر شما با این واقعیت روبه‌رو شوید، هویت ارتباطی‌تان تغییر می‌کند.
    من آشکارا شاهد این داستان بودم که یکی از دوستان خانوادگی نزدیک برای ازدست‌دادن دختر نوجوانش به نام نورا، رنج می‌برد.
    سال‌ها متحمل درمان غم ازدست‌دادن دخترش شد.

    وقتی‌که او مرد، اتاقش را همان‌طور که بود، گذاشتند:
    لباس‌هایش همه روی زمین پخش و دفتر خاطراتش کنار تختش. سپس، یک سه‌شنبه بارانی، آنها از خواب بیدار شدند و فهمیدند وقت آن رسیده که این ازدست‌دادن را تصدیق کنند و وسایل نورا را در انباری بگذارند.
    اگرچه در برابر این درد و عشق بردباری می‌کردند و حس دردناکی را برای خود به‌وجود می‌آوردند، لازم بود برای پذیرفتن واقعیت مرگ دخترشان قدم بزرگی بردارند.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شاخه‌های طوبی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس