“هرچند
    اینجا بهشت شاد خدایان است
    بی تو برای من
    این سرزمین غمزده زندان است”

    حمید مصدق- در رهگذر باد

    مسئله مهاجرت در صد سال گذشته ابعاد عظیمی پیدا کرده است. میلیونها نفر از یک کشور به کشور دیگر مهاجرت میکنند. هم اکنون ۱۳۰ میلیون مهاجر در جهان وجود دارد. در آمریکا حدود ۳۰ میلیون و در کانادا ۵-۴ میلیون مهاجر زندگی میکنند. در نیویورک حدود ۵۰ درصد تمام شاگردان مدرسه ای در خانواده های مهاجر زندگی میکنند. بیشتر از ۵۰ درصد جمعیت تورنتو در خارج از کانادا به دنیا آمده اند. در کالیفرنیا ۱٫۵ میلیون کودک مدرسه ای زبان انگلیسی را به خوبی نمیدانند. اگر مهاجران درونی کشورها یعنی افرادی که از یک منطقه به منطقه ای دیگر کوچ میکنند را هم در نظر بگیریم ارقام مهاجران چند برابر میشود.
    بسیاری از مهاجران در کشورهای میزبان نتایج بهتری به دست می آورند. به طور مثال مطالعات فراوانی در مورد مسائل کودکان انجام شده است و نشان داده است که کودکان بعد از مهاجرت از لحاظ بهداشت وضع بهتری دارند، در مدارس سخت کوش تر کار میکنند و در مجموع از بینش مثبت تری به جهان برخوردارند. همینطور نشان داده شده است که درصد بالاتری از کودکان خانواده های مهاجر جوایز و بورسهای تحصیلی بالاتر را از آن خود میکنند و وارد دانشگاههای معتبرتر میشوند. بسیاری از کودکان خانواده های مهاجر با انتظارات بالا و باور مثبت به تحصیل به کشور میزبان وارد میشوند و به اهداف تحصیلی و شغلی خود هم میرسند.

    بعضی مشکلات مهاجرت

     

     

    علیرغم موفقیتهایی که مطرح شد مسائل و مشکلات فراوانی بر سر راه مهاجران وجود دارد و این مسائل و مشکلات نگران کننده میباشند. اجازه بدهید از کودکان شروع کنیم. بسیاری از کودکان مهاجر درگیر خشونت میشوند و یا در مدارسی مشغول به تحصیل میشوند که از امکانات پایین تحصیلی برخوردارند. اگر این تفاوت در بین مدارس در کشوری مثل کانادا کمتر است در امریکا و به دلیل تفاوت فاحش سطح مدارس در این کشوراین تفاوت امری نگران کننده میباشد. امکانات پایینتر این مدارس تفاوت طبقاتی و احتمالاً نژادی را بیشتر میکند و به افزایش شکاف در نسل آینده می انجامد.
    حاصل این شکاف خروج تعداد زیادی از کودکان مهاجر از مدارس و ترک تحصیل میباشد و یا در بهترین حالت به اکتفا کردن آنان به تحصیلات دبیرستانی می انجامد. محدودیت آموزش، فن آوری این کودکان را محدود میکند و امکان رشد آتی آنها را در جامعه به حد اقل میرساند. در کنار موفقیت تعداد چشمگیری از کودکان مهاجر، تعداد فراوانی با درجا زدن تحصیل روبرو میشوند و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند و مشغول کارهایی میشوند که حداقل زندگی را هم تأمین نمیکند.
    رضا در ایران معدل کمتر از ۱۹ نگرفته بود. او ۱۴ ساله بود که وارد کانادا شد. پدرش باید برای امرار معاش سخت و دو شیفته کار میکرد. مادر هم باید کاری در بیرون از خانه پیدا میکرد تا از پس هزینه های زندگی برآیند. حضور پدر و مادر در زندگی رضا کاهش چشمگیری داشت. بیشتر اوقات به حال خود رها بود. هر چند در سال اول و دوم دبیرستان خوب درس میخواند، به تدریج افت تحصیلی پیدا کرد. میگفت با یک سری بچه هایی دوست شد که به تدریج او را به طرف تفریح و کلوب رقص و مواد مخدرو به طورمشخص سیگاری (ماری جوانا) سوق دادند. رضا ۲۱ سالش بود که پیش من آمد. هنوز دبیرستان را تمام نکرده بود. در ضمن اینکه میپذیرفت که مشکلات فراوانی در زندگی دارد و اینکه اعتیاد به سیگاری از جمله این مشکلات است، او حاضر نشد دست به ترک سیگاری بزند و هنوز روزی ۳-۲ بار سیگاری میکشد. حاصل این اعتیاد این است که همیشه خسته و بی حال و بی رمق است، حافظه و تمرکز خوبی ندارد و اکثر اوقات روز را در رختخواب به سر میبرد. شبها هم در کلوب رقص به سر میبرد و یا جلوی کامپیوتر مشغول گپ زدن با دوستان است. و البته مورد رضا موردی استثنایی و منحصر به فرد نیست.
    مسئلۀ دیگر که مسائل و مشکلات خاص ایجاد میکند مسئلۀ برخورد کشور میزبان و مردم این کشورها با مهاجران است. مهاجران در بسیاری از کشورهای غربی برخوردی سرد و یا حداقل دوگانه ای را تجربه میکنند. مهاجران با احساس مثبت و شور و شوق وارد کشور میزبان میشوند. این شور و شوق، هنگامی که جامعه میزبانی آنها را نمیپذیرد و به آنها میدان پیشرفت نمیدهد، میتواند به سرعت به یأس بدل شود. برخورد منفی کشور میزبان و مقصر شمردن مهاجران برای مسائل و مشکلات بومی کشور جدید ” از جمله بیکاری بالا” میتواند این شور و شوق اولیه را از بین میبرد. در نوشته های آینده من به این مسئله بیشتر خواهم پرداخت.
    تغییر موقعیت اقتصادی و اجتماعی عوارض متعددی را در بر دارد. تعداد قابل توجهی از مراجهان من شکایت اولیه شان افسردگی و اضطراب است. ولی بررسی دقیقتر نشان میدهد که افسردگی و اضطراب آنها ریشه در ناکامی اجتماعی آنها دارد.
    مهناز با شوهر و دو دخترش به کانادا مهاجرت کردند. او میگفت در ایران از تمامی امکانات ممکن مالی برخوردار بودند. شوهرش کار فوق العاده خوبی داشت و تنها چیزی که برایشان مطرح نبود پول بود. کار این خانم هم به قول خودش “هر روز یک دسته پول برداشتن، برای خرید بیرون رفتن و مقدمات مهمانی آخر هفته را فراهم کردن” بود. او میگوید “به خاطر احساس فشار و عدم اطمینان از آیندۀ کودکانشان”به کانادا آمدند. پولی که آوردند به سرعت تمام شد و “پلهای پشت سر هم خراب شده بود”. زن در قهوه خانه ای مشغول ارائه چای و قهوه به مشتریان است و آقا در یک پیتزا فروشی به کار تحویل پیتزا به خانه ها مشغول است، دچار مشکلات فراوانی هستند. هر بار که به مطب می آید فقط گریه میکند و احساس گناه میکند که چرا شوهرش را مجبور به مهاجرت کرده است. این خانواده هم از این لحاظ استثنا نیستند. میگویند شهر تورنتو با سوادترین راننده های تاکسی دنیا را دارد. این امر از حقیقت به دور نیست. سقوط موقعیت اجتماعی و اقتصادی به خصوص در نسل اول مهاجران امری است شایع.
    در مقابل رضا و مهناز، علی را در نظر بگیرید. ایشان ۱۶-۱۵ ساله بود که به همراه خانواده وارد تورونتو شد. علیرغم مشکلات هم و غم خود را معطوف کار و درس کرد. در ضمن تفریح معقول به سختی درس خواند و بلافاصله بعد از اتمام دبیرستان با معدل بسیار خوب وارد دانشگاه شد و بعد از گرفتن لیسانس وارد یکی از دانشکده های حرفه ای شد. در آنجا هم با نمرات عالی به درس خود پایان داد و با موفقیت در رشتۀ مورد علاقۀ خود مشغول به کار است. طبق آماری که اخیراً دانشجویان دانشگاه رایرسون تورونتو منتشر کردند ۲۵۰ استاد ایرانی در دانشگاههای کانادا مشغول به تدریس میباشند. تنها در دانشگاه تورونتو حدود ۷۰ استاد ایرانی مشغول تدریس میباشند.
    در اوایل سال ۲۰۰۶ دولت ایالتی اونتاریو حدود ۲۰ ایرانی فعال در مشاغل مختلف را به سمت هیئت مدیرۀ چند سازمان حرفه ای استان ” از جمله انجمن سلطنتی پزشکان و دندانپزشکان و غیره ” منصوب کرد.
    به مناسبت سال نو انجمن پزشکان، دندانپزشکان و وکلا در تورنتو جلسه ای مشترک داشتند که حدود ۱۸۰ نفر در آن شرکت کردند. انجمن پزشکان حدود ۴۰ عضو دارد و این تمامی پزشکان ایرانی شهر را در بر نمیگیرد. انجمن وکلا هم حدود ۶۰ عضو دارد. تعداد اعضای انجمن مهندسان شهر حدود ۷۰۰ نفر میباشد.
    آمار بالا نشان دهندۀ امکان مثبت رشد برای مهاجران میباشد. در مقابل این امر همانگونه که اشاره شد موارد متعددی از عدم موفقیت هم وجود دارد. اگر جامعه بخواهد موفقتر باشد باید به این نمونه ها موفقیت و عدم موفقیت و عوامل آن توجه کند. شناخت و درک دشواریها امکان اقدام در جهت از بین بردن آن مشکلات را فراهم میکند.
    بر اساس سرشماری سرتاسری کشور کانادا جامعۀ ایرانی تورنتو هنوز یکی از فقیرترین جوامع شهر میباشد. این واقعیت علیرغم این نکته است که همین جمعیت ایرانی شهر تقریباً پرسوادترین گروه قومی شهر تورنتو میباشد.
    به نظر من سوالات زیر نکاتی اساسی هستند که پاسخی همه جانبه میطلبند.
    مهاجرت چه تأثیراتی بر خانواده ها میگذارد؟
    کودکان این خانواده های مهاجر چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
    این خانواده ها و کودکانشان با چه مشکلاتی مواجه میشوند؟
    این خانواده ها و کودکانشان از چه امکاناتی برای برخورد با این مشکلات برخوردارند؟
    انطباق و شکوفایی در جامعه مهاجر چه روندی را طی میکند؟
    دولت میزبان و جامعه مهاجر ایرانی چه امکاناتی میتواند و باید در اختیار افراد تازه مهاجر قرار بدهد؟
    چه روندی باعث میشود که بعضی از کودکان مهاجر به طرف مواد مخدر و اعتیاد، قمار و خشونت بروند؟
    چه عواملی باعث تداوم خشونت در میان خانواده های مهاجر میشود؟
    همانگونه که گفتم بررسی این سوالات و یافتن پاسخ برای آنها قدمی است در راه افزایش امکان موفقیت افرادی که اقدام به مهاجرت میکنند.
    شکی نیست که تجربۀ مهاجرت بستگی به کشور و یا حتی شهری دارد که فرد مهاجر به آن وارد میشود. در مطالعاتی که در مورد کشور آمریکا صورت گرفته است نشان داده شده است که نوعی “جدایی” اجتماعی و اقتصادی بین افراد مهاجر و افراد بومی وجود دارد. در نتیجه در مناطقی که این “جدایی” بیشتر است نژاد و رنگ پوست، وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده، وضعیت مالی خانواده و سطح تحصیلات والدین خانواده اهمیت پیدا میکند. وجود و عدم وجود نژادگرایی و وجود ارتباط با جامعۀ میزبان از عوامل دیگری است که می تواند به موفقیت امر مهاجرت بیانجامد.
    در مطالعه ای سرتاسری در آمریکا در سال ۱۹۹۸ چند نکتۀ جالب نشان داده شده است:
    – جوانان در خانواده های مهاجر نسبت به خانواده های غیر مهاجر از درجۀ سلامت بالاتری برخوردار بودند.
    – خانواده های مهاجر از موقعیت اجتماعی پایینتر، وضعیت اقتصادی بدتر و فقر شدید تر برخوردار بودند.
    – سلامت جوانان در خانواده های مهاجر در طی زمان و با طولانی شدن اقامت آنها در کشور جدید کاهش پیدا کرد.
    – هر چه جوانان مهاجر بیشتر فرهنگ آمریکایی را به خود گرفتند”و به اصطلاح “آمریکایی زده” شدند ” بیشتر به مواد مخدر گرایش یافتند و بیشتر با مشکلات قانونی مواجه شدند.

    مطالعه ای دیگر نشان میدهد هر چه زمان اقامت مهاجران بیشتر شد نمرۀ درسی آنها و شور و اشتیاق درس خواندن آنها کاهش بیشتری یافت.
    منافع مهاجرت به خصوص برای کسانی که تحت فشارهای مذهبی و یا سیاسی در کشور خود میباشند غیر قابل بحث است. در مورد جامعه ایرانی من در کار خود به خصوص به مسائل و مشکلات جامعۀ بهایی در ایران برخورده ام. افراد این جامعه در ایران از حقوق مدنی محدودی برخوردارند و جوانان آنها حق دانشگاه رفتن ندارند. طبیعتاً چنین گروهی از مهاجرت نفع فراوانی میبرند و امکاناتی در اختیار این جامعه قرار میگیرد که قبلاً به آن دسترسی نداشتند. در مقابل کسانی که از تمامی امکانات ممکن در کشور خود برخوردار بوده اند ممکن است نفع چندانی از مهاجرت خود نبرند و حتی امکانات زیادی را نیز از دست بدهند.

    عوامل موثر در مهاجرت
    به طور خلاصه بعضی عواملی که میتوانند بر پروسه مهاجرت تأثیر بگذارند عبارتند از:
    – وضعیت اقتصادی خانواده و پولی که با خود به همراه می آورند.
    – وضعیت و موقعیت اجتماعی خانواده قبل از مهاجرت
    – سطح سواد والدین خانواده
    – سلامت روحی و جسمی مهاجران قبل از سفر
    – وضعیت قانونی مهاجران پناهنده و یا مهاجر قانونی
    – نژاد و رنگ پوست
    – سطح آگاهی از زبان کشور جدید
    – موقعیتهای اقتصادی در کشور میزبان و امکان شرکت در آن موقعیتها
    – وضعیت منطقه ای که مهاجر در آن ساکن می‌شود

    – وجود نژاد پرستی و احساسات ضد مهاجر در کشور و شهر میزبان

    مسائل مطرح شده و بسیاری مسائل مهم دیگر نشان میدهد که پدیدۀ مهاجرت بسیار متنوع است و حاصل آن برای افراد مختلف میتواند متفاوت باشد. علیرغم مشکلات فراوان، پروسۀ مهاجرت میتواند عامل کشف و شکوفایی استعدادهای نهفته خانواده و افراد آن باشد. باید توجه کرد که همان پروسه ای که امکانات رشد افراد را فراهم میکند میتواند کنترل والدین را در خانواده کم کند. باید از این جریانات اطلاع کافی داشت و برای برخورد با آنها آماده بود. باید آمادۀ مقابله با مشکلات مهاجرت بود.
    تنها با بررسی علل شکست بعضی خانواده ها در مهاجرت و ریشه یابی مشکلاتی که این خانواده ها با آن مواجه میشوند و ایجاد امکانات برای حل آن مشکلات میتوان شانس موفقیت در مهاجرت را بالا برد. به نظر من قبل از اقدام به مهاجرت خانواده ها باید به مسائل و مشکلات احتمالی که بر سر راهشان قرار میگیرد آگاه باشند. مطرح کردن این مشکلات به معنی بازداشتن این افراد از مهاجرت نیست. مهاجرت میتواند امکانات فراوان جدیدی در مقابل خانواده ها و افراد قرار دهد. ولی تضمین موفقیت در گروی شناخت منطقی و تلاش فوق العادۀ خانواده ای است که دست به مهاجرت میزند. خواننده ای از تهران بعضی از این مسائل را به خوبی در نامه خود مطرح کرده است:
    “به نظر من مهاجرت به خودی خود امری آسيب رسان نيست. با مطالعه نظرات مهاجران من به اين نتيجه رسيده ام که مهاجرانی که در کشور محل اقامت دارای شغل و اعتبار و درآمد خوبی هستند همه از مهاجرتشان راضی هستند ولی اونهايی که در مضيقه امکانات زندگی و کار و پول هستند دچار افسردگی و آسيبهای روانی ميشند و اين رو به مهاجرت نسبت ميدند و چون معمولا از خانواده و فاميل دورند احساس ميکنند در اين سختيها تنها هستند. ولی چه بسيار از مردم ايران و خصوصا جوانان به خاطر مشکلات و بر آورده نشدن نيازهای اوليه و ثانويه شون با اين حال که در ايران زندگی ميکنند افسرده هستند و مشکلات روحی دارند. به نظر من فرقی نميکنه آدم کجا زندگی کنه اگه امکانات در اختيار باشه خوبه اگه نباشه رنج آوره. چه دروطن چه دور از وطن. انسان معمولا دنبال چيزی هست که نداره. اگه مهاجرانی که هوای کوچه پس کوچه های شهر و ديارشون رو کردند برگردند و مدتی ايران زندگی کنند دوباره از چيزی که دارند راضی نميشند و ميخوان برگردند کشور ثالث.”

    برخوردی که خوانندۀ دیگری از دترویت آمریکا دارد راه حلی منطقی است:
    “تا موقعی که در ايران به سر ميبردم از همه چيز می ناليدم.از وضعيت بيمارستان ها گرفته تا خرابی جاده ها. هدفم مهاجرت به آمريکا بود يا در واقع فرار از ايران. مدت ها بعد که به ديترويت آمدم خيلی چيزها برايم ملموس شد که تا قبل از آن اصلاً به آنها فکر نميکردم. مشکلات روحی بسياری پيدا کرده بودم تا اينکه به نتيجه ی مهمی رسيدم: قبل از هر چيز بايد برای خودت مشخص کنی که از زندگی چه انتظاراتی داری. اگر هدف و انتظارات معقولی داشته باشی، يا از ايران فرار نميکنی، يا پس از مهاجرت احساس دلتنگی نخواهی کرد.”

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شاخه‌های طوبی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس